تبليغاتX
وبلاگ شخصی بهزاد صابری

وبلاگ شخصی بهزاد صابری

نوشتارهایی در حقوق بین الملل

اینجا در لاهه کسی انتظار نداشت رای به این زودی اعلام شود. گمانه زنی ها بیشتر بر این بود که رای احتمالا حوالی سپتامبر یا اکتبر صادر می شود. ولی گویا توافق در میان قضات دیوان سریعتر حاصل شد.

دیروز در کاخ صلح جای سوزن انداختن نبود. تقریبا هیچوقت کاخ صلح را اینقدر شلوغ ندیده بودم. سالن اصلی را اختصاص داده بودند به نمایندگان دولتها. مطبوعات هم از نیم طبقه فوقانی به گزارش مشغول بودند. غوغایی بود. رای توسط قاضی اوادا رییس ژاپنی دیوان قرائت شد. در مدتی که از ریاست وی می گذرد، بیشتر اوقات بیمار و بستری بود و اداره جلسات توسط قاضی تومکا اهل اسلواکی (نایب رییس) صورت می گرفت. ولی گویا رای این پرونده را اوادا مایل بود خود قرائت کند.حتما رای را و یا حداقل خلاصه آن را خوانده اید.تقریبا از همان دقایق اول قرائت رای، مشخص شد که قضات چه خط سیری را در پیش گرفته اند. قابل پیش بینی هم بود. در واقع، با آن حجم استدلال های موافق و مخالف که همه هم در بهترین سطوح و توسط برترین حقوقدانان جهان به محضر دیوان عرضه شده بود، می شد حدس زد که دیوان ناچار از پذیرش این استدلال باشد.

استدلالی که از سوی بسیاری از هیاتهای غربی می شد همین بود که سوال مجمع عمومی از دیوان در نهایت دقت و بسیار مضیق طرح شده و دیوان جایی که سوال هیچ ابهامی ندارد و کاملا دقیق طراحی شده، نباید به گسترش و بسط آن بپردازد. از دیوان پرسیده شده که آیا «اعلامیه یکجانبه استقلال کوزوو» با حقوق بین الملل منطبق هست یا خیر. دیوان قرار نیست بررسی کند که آیا کوزوو و مردم آن از شرایط لازم برای استقلال برخوردار بوده اند یا نه. همینطور دیوان لازم نیست به نتایج این اعلام استقلال و اینکه آیا این اعلام استقلال، واقعا منجر به تشکیل یک دولت شده است یا نه بپردازد. دیوان قرار نیست در مورد مشروعیت یا عدم مشروعیت شناسایی کوزوو از سوی دیگر دولتها نظر بدهد. دیوان باید فقط و فقط بگوید که آیا این اعلام استقلال، قاعده ای از حقوق بین الملل را نقض کرده است یا خیر. در این مورد هم وکلای زبردست استدلال می نمودند که در حقوق بین الملل، اگرچه قواعدی در مورد «شرایط لازم برای دولت بودن»، «شناسایی» و امثال آن وجود دارد اما هیچ قاعده ای در خصوص نفس اعلام استقلال وجود ندارد. به یاد دارم جیمز کرافورد به نمایندگی از انگلیس در آخرین جلسه استماع پرونده در حین ارائه سخنرانی خود در برابر قضات، به ناگاه سکوتی کرد. آنگاه با لحنی خاص گفت: «من جیمز کرافورد از اهالی استرالیای جنوبی، هم اینک رسما در پیشگاه این دادگاه، استرالیای جنوبی را مستقل اعلام می کنم». آنگاه سکوت دیگری کرد و بعد ادامه داد: از قضات می پرسم، با این اعلام استقلال، کدام قاعده حقوق بین الملل نقض شد؟ مگر در حقوق بین الملل قاعده ای مبنی بر ممنوعیت صدور اعلامیه های استقلال توسط افرادی که خود را نماینده مردمی می دانند وجود دارد؟ همین امر در مورد اعلامیه استقلال کوزوو نیز صادق است.

دیوان همین استدلال را دستمایه اصلی رای خود قرار داد. از ورود به مباحث محتوایی و پردامنه پرهیز کرد. خود را محدود به مضیق ترین تفسیر از سوال مجمع عمومی نمود و بعد اعلام کرد که در حقوق بین الملل به طور اعم و در قطعنامه 1244 شورای امنیت به عنوان قاعده خاص (lex speciale) هیچ چیزی صدور اعلامیه استقلال از سوی کسانی که خود را نمایندگان مردم کوزوو خوانده اند را ممنوع نساخته است.

اگرچه رسانه های غربی مانند بی بی سی و حتی سرویس خبری یاهو بلافاصله خبر دادند که دیوان بر مشروعیت استقلال کوزوو صحه گذارد، اما در واقع دیوان فقط این موضوع را از سر خود باز کرد. هنوز فرصت نکرده ام آراء مستقل و مخالف قضاتی مانند کروما، تومکا و بقیه را بخوانم. بشدت مشتاق هستم نظرات آنان را بدانم. شما هم اگر نظر خاصی در مورد این رای دارید، خوشحال میشوم آنرا با من و دیگر خوانندگان وبلاگ در میان بگذارید. در هرحال، جلسات استماع این پرونده، عرصه زورآزمایی حقوقدانان بزرگ از تمامی نظامهای حقوقی جهان بود که هریک هر آنچه در چنته داشتند برای اقناع قضات دیوان عرضه کردند. حتی چینی ها هم در این پرونده به میدان آمدند و برای نخستین بار در پیشگاه دیوان حاضر شدند. ضمن حق شناسی نسبت به تمام استادان عزیز و فاضلی که از محضرشان استفاده ها برده ام، واقعا اگر بگویم در طی مدت برگزاری جلسات استماع همین یک پرونده، بیش از کل دوره دکتری خود مطلب آموختم، گزافه نیست. حضور در جلسات استماع این پرونده به واقع مانند حضور در جلسات درسی تئوریک/عملی برجسته ترین استادان حقوق بین الملل بود و خدا را از بابت این نعمت بزرگ شاکرم.

+ نوشته شده در  جمعه یکم مرداد 1389ساعت 9:56  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

اوایل ورودم به لاهه در یک میزگرد حقوقی شرکت کردم که خانم دکتر آوریل مک دانلد از سخنرانان آن میزگرد بود. آن موقع مدیر بخش حقوق بشردوستانه در موسسه تحقیقات حقوق بین الملل آسر در لاهه بود. تسلط بر مطلب، شجاعت در بیان نظرات خود (نظراتی که به مذاق قدرتها خوش نمی آمد)، پرهیز از مطالب غیرمستدل و طبع گرم و اندکی شوخ موجب شد که بعد از سخنرانی به سراغش بروم و باب آشنایی را باز کنم. خیلی گرم استقبال کرد. گفت که قبلا به ایران سفر کرده و برخی از حقوقدانان ایرانی را می شناسد. تبادل کارت کردیم.

به تدریج جزء دوستان خوبم در شهر لاهه شد. هر از چندی یکدیگر را در حاشیه کنفرانسها و جلسات می دیدیم و من که واقعا تحت تاثیر نگاه تیزبین حقوقیش قرار گرفته بودم، هیچ فرصتی را برای طرح سوال یا به راه انداختن بحثی حقوقی از دست نمی دادم. چندین بار هم به ملاقاتش رفتم. اتاقی شلوغ و پلوغ، پر از کتاب و جزوه و کاغذ. میگفت اینجا در مقایسه با خانه ام خیلی مرتب و تمیز است!

یکبار بعد از جنایات اسراییلی ها در غزه، با الجزیره انگلیسی مصاحبه کرد و جزء نخستین حقوقدانان بین المللی بود که صراحتا اقدامات اسراییل را مصداق جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت توصیف کرد. هرچند وقتی دیدمش، از دست مجری برنامه که تصادفا ایرانی تبار هم بود خیلی عصبانی بود و میگفت مدام توی حرف من می پرید.

مدتی بعد از موسسه آسر بیرون آمد و تدریس در دانشگاه خرونینگن را بر عهده گرفت. همزمان چند پروژه تحقیقاتی را در دست داشت. هفته ای چهار روز در خرونینگن بود و دیدارهایمان کمتر شد. آخرین بار، سوار بر دوچرخه با عجله به جایی می رفتم که او را هم سوار بر دوچرخه دیدم. مرا که دید ایستاد تا صحبت کنیم. اشاره کردم که خیلی عجله دارم و نمی توانم بایستم. بعد برایش پیغام دادم و از اینکه بی ادبی کرده و نایستاده بودم عذر خواستم. جواب داد:

It was good to see you, if only for an instant. I don't consider you rude at all. I happen to know that Iranians are by nature very well mannered, so you could not be rude even if you wanted to be! Next week I'm off to Belgrade. After that we might meet and talk

پس از آن، چندین بار برایش ایمیل فرستادم تا قراری برای ملاقات بگذاریم. دوستی از ایران اینجا بود که علاقمند به ادامه تحصیل در هلند بود و من می خواستم به وی معرفیش کنم تا راهنماییش کند. پاسخی به ایمیل ها نداد. چند بار با موبایلش تماس گرفتم . هیچ پاسخی در کار نبود. بعد شنیدم که تیموتی مک کورمک قرار است در موسسه آسر سخنرانی کند. مطمئن بودم مک دونالد را آنجا می بینم. وقتی رفتم شنیدم که نزدیک به دو ماه است که فوت کرده است. سکته قلبی در سن چهل و پنج سالگی. مک کورمک در سخنرانی از خاطرات همکاری با او گفت و در پایان سخنرانی برایش آواز خواند! آواز خواندن او در شرایط عادی می توانست خنده دار باشد ولی در آن لحظه بسیاری از دوستان مک دانلد در سالن می گریستند.

نمی دانم کاتولیک بود یا پروتستان. ولی هرچه بود، برای اولین بار در عمرم، برای یک ایرلندی غیرمسلمان از صمیم قلب فاتحه خواندم. از خداوند برایش مغرفت و رحمت می طلبم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم تیر 1389ساعت 17:46  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

به قرار اطلاعات واصله، مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشگاه تهران در نظر دارد نشستی با موضوع «کنفرانس بازنگری اساسنامه دیوان بین المللی کیفری: از رم تا کامپلا» با حضور و سخنرانی آقایان دکتر ممتاز، دکتر بیگ‏زاده، حیدری  و فلاحی برگزار نماید. این برنامه در تاریخ 9 تیرماه 1389 از ساعت  چهار و سی تا شش سی دقیقه در مرکز مطالعات (سالن بعثت دانشگاه ترهان) برگزار خواهد شد. حضور در این برنامه را به تمام علاقمندان حقوق بین الملل خصوصا حقوق بین الملل کیفری و حقوق بشردوستانه توصیه می کنم. خاصه آنکه برخی از سخنرانان، خود در اجلاس کامپالا حضور داشته اند و استماع سخنان آنان می تواند فضای کنفرانس بازنگری را به شنوندگان منتقل نماید.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 10:11  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

نمی دانم که این فقط حس من است یا دیگران هم همین دیدگاه را دارند. مشغول مطالعه مقدمه قطعنامه اخیر (1929) علیه کشورمان بودم.  آخرین پاراگراف مقدمه قطعنامه قبل از شروع بخش عملیاتی، این جمله است:

Stressing that nothing in this resolution compels States to take measures or actions exceeding the scope of this resolution, including the use of force or the threat of force,

عجیب بود که در این جمله، از کلمه compel استفاده شده! یعنی صرفا گفته شده که هیچ چیز در این قطعنامه، دولتها را وا نمی دارد که اقداماتی فراتر از قطعنامه از قبیل تهدید یا توسل به زور اتخاذ کنند! یعنی این قعطنامه، توسل به این اقدامات را منع نکرده و صرفا می گوید این قطعنامه، دولتها را وادار به این کارها نمی کند!

آیا می توان از این جمله، این نتیجه عجیب را گرفت که دولتهای بانی قطعنامه با گنجاندن این جمله، راه را برای تفاسیر آتی و شیطنت های بعدی باز گذاشته اند؟ تا خدای ناکرده در صورت ارتکاب حماقت حمله به ایران، مدعی شوند که قطعنامه 1929 راه برای اقدامات فراقطعنامه ای و استفاده از زور را مسدود نکرده است؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 12:10  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

آکادمی حقوق بین الملل لاهه در نظر دارد در ماه ژانویه 2011 (دیماه 1389) یک دوره تخصصی و فشرده در زمینه «امنیت در حقوق بین الملل دریا» در شهر لاهه برگزار نماید. مهلت ثبت نام برای این دوره تا آخر آگوست است و متاسفانه شهریه بالایی برای آن در نظر گرفته شده است (سه هزار یورو شهریه بدون احتساب هزینه سفر و اقامت!). البته امکان درخواست بورس از آکادمی برای شرکت کنندگان از کشورهای در حال توسعه وجود دارد که طبعا محدود می باشد.

ژنویه‏و بوردو استاد دانشگاه پاریس یک، پروشانتو موکرجی استاد دانشگاه جهانی علوم دریایی، دکتر جمشید ممتاز استاد دانشگاه تهران، ریموند رانجوا قاضی سابق دیوان بین المللی دادگستری، ژان پیر ایسوله رییس بخش حقوقی دیوان بین المللی دادگستری، ژان پیر کت قاضی در دیوان بین المللی حقوق دریاها و چند تن دیگر از استادان دانشگاه و نیز مقامات سازمانهای بین المللی مرتبط با موضوع در این دوره تدریس خواهند نمود. اطلاعات بیشتر در مورد این دوره را در اینجا ببینید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 10:24  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

همانطور که حتما در خبرها خوانده اید و در دیگر وبلاگها هم آمده است، اولین کنفرانس بازنگری اساسنامه رم دیوان کیفری بین المللی برگزار شد و به کار خود پایان داد.یازده روز کاری سنگین و نفس گیر، پر اضطراب و پر تنش و نهایتا نتایجی قابل توجه. نمی توانم خوشحالی خودم رو پنهان کنم از این که ریاست تیم کشورم بر عهده حقوقدانی بوده که نامش برای ما اسباب افتخار است. در لاهه پیش هرکس که می روم، هرکس که ارتباطی با حقوق بین الملل داشته باشد، پیش از هرچیز از جمشید ممتاز می پرسد و جویای احوال اوست. در همین یکماه اخیر، از قاضی پیتر رابینسون جاماییکایی (رییس دادگاه یوگسلاوی) گرفته تا قاضی تومکا (نایب رییس دیوان بین المللی دادگستری) و آنتونیو کاسسه که حالا رییس دادگاه ویژه لبنان است، در همه دیدارها از ممتاز سخن به میان می آید. و مکرر در مکرر می شنوم که مایه تاسف است که کمیسیون حقوق بین الملل از کسی مانند ممتاز محروم شد...

بدون نام بردن از فرد خاصی، باید بگویم که تیم همراه دکتر ممتاز نیز مجموعه ای از دیپلماتهای خوب و قوی بخش حقوقی وزارت خارجه بودند. همه این عوامل دست به دست هم دادند تا اگرچه ایران امسال تیمی در جام جهانی ندارد، ولی تیم اعزامی به اوگاندا در اجلاس بازنگری واقعا بدرخشد و حضوری قوی و تاثیرگذار داشته باشد. (برای مطالعه آنچه در کامپالا گذشت می توانید به این وبلاگ هم سری بزنید http://iccreviewconference.blogspot.com/)

در نهایت هم اجلاس موفق بود. در عرف سازمانها و کنفرانسهای بین المللی، وقتی اجلاسی در نهایت به بن‏بست رسیده و نمی تواند سند یا گزارش موردنظر را مورد پذیرش قرار دهد، آنرا اجلاسی شکست خورده می‏نامند (مثل کنفرانس بازنگری NPT در سال 2005) و وقتی کنفرانسی موفق به تصویب سند نهایی خود می‏شود و تصمیمی خصوصا با اجماع اتخاذ می شود آنرا موفق ارزیابی می کنند. از این حیث، بله، کنفرانس بازنگری موفق بود. هم در مورد ماده 124 تصمیم گیری شد، هم در مورد پیشنهاد بلژیکیها برای افزودن مواردی مانند استفاده از برخی سلاحهای ممنوعه در درگیریهای داخلی به فهرست جنایات تحت صلاحیت دیوان و هم در تصویب تعریف جرم تجاوز و عناصر آن.

اما از دید شخصی خودم، از این نتیجه اصلا راضی نیستم. از نظر من، اجلاس موفق بود اما دیوان کیفری بین المللی شکست بزرگی خورد. آمریکاییها با اعزام یک تیم بزرگ چند ده نفره از قبل عزم خود را جزم کرده بودند که مانع تصویب چیزی خلاف منافع ملی خود شوند. با این نتیجه، اگرچه جرم تجاوز و عناصر آن تعریف شد، اما اولا اعمال صلاحیت، موکول به تصمیم گیری مجدد دولتهای عضو در سال 2017 شد. ثانیا اگرچه در نهایت، راهی برای تعقیب جرم تجاوز در دیوان و توسط دادستان به صورت مستقل از تصمیم شورای امنیت مفتوح شد، اما با تاکید بر اینکه اتباع دولتهایی که عضو دیوان نیستند را نمی توان تحت تعقیب قرار داد عملا این امکان به مقرره ای بی خاصیت تبدیل شد. بعید می دانم دیگر هیچ دولت غیرعضوی، انگیزه ای برای عضویت در دیوان پیدا کند. خاصیت عضویت در دیوان چیست وقتی دولتی بداند که علیرغم عضویت در دیوان، دولت زورمندی که عضو دیوان نیست، به راحتی ممکن است او را مورد تجاوز نظامی قرار دهد و از تعقیب هم مصون باشد! اعضای دائم شورا یعنی آمریکا، چین و روسیه هم به دلیل پذیرش احتمال آغاز پیگرد توسط دادستان بدون ایفای نقش شورای امنیت، دیگر بعید است به عضویت در دیوان حتی فکر کنند! بدین ترتیب، گمان می کنم حتی در صورت تصویب اعمال صلاحیت دیوان در خصوص جرم تجاوز در سال 2017، از آن پس نیز تنها افرادی که در دیوان به جرم تجاوز تحت تعقیب قرار خواهند گرفت، اتباع کشورهای آفریقایی خواهند بود و دیوان گام دیگری به سمت تبدیل شدن به دیوان کیفری آفریقایی برداشته است!

مبارک باشد!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 12:15  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

مدتی بود چیزی ننوشته بودم. یه کمی گرفتار بودم و یه مقدار هم دل و دماغ نداشتم. دوست عزیزی برام کامنت گذاشته بود و گفته بود چرا در وبلاگ نویسی از حسین و بقیه دوستان داری عقب میمونی؟ ایمیلی براش فرستادم به این مضمون که مگه بین ماها مسابقه وبلاگ نویسی در جریانه که کسی عقب بمونه؟ از اول هم دلیل راه اندازی این وبلاگ این بود که بعضی نکاتی که به نظر خودم جالب بود و قبل از این، صرفا در جمع کوچک دوستان مطرح می کردم رو بتونم با گستره بزرگتری شریک بشم و در مقابل از نظرات دوستانی که امکان دیدار حضوری با اونها میسر نیست هم استفاده بکنم که الحمدلله این مهم حاصل شد. وگرنه رقابتی در کار نیست.

یه مطلب دیگه اینکه خیلی از دوستان وقتی پای مطلبی در وبلاگ، کامنت میگذارن، گزینه «ارسال نظربه صورت خصوصی» رو انتخاب میکنن و این باعث میشه که من و فقط من خواننده اون نظر و کامنت اونها باشم و سایر مراجعین وبلاگ از خوندن اون نظرات محروم بشن. این در حالی است که بدون تعارف و فروتنی، باید بگم در بسیاری موارد، کامنتهایی که توسط برخی دوستان ارسال می شود، به لحاظ محتوا از اصل مطلبی که بنده نوشته ام، قوی تر و مفیدتر است. توصیه می کنم در این موارد، گزینه «نظر خصوصی» رو انتخاب نکنید تا من بتونم مطلب رو برای مطالعه همه مراجعین وبلاگ، در اختیار قرار بدهم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 11:47  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

ابتکار بسیار جالبی است. از طریق ایمیل مطلع شدم. دوستان در هلال احمر، صلیب سرخ و موسسه شهردانش قصد دارند دومین دوره مسابقات ملی شبیه سازی جلسات محاکمه دیوان کیفری بین المللی را برگزار نمایند. از این قبیل محاکمات که موسوم به Moot Court هستند در کشورهای دیگر فراوان برگزار می شود. جای خوشبختی است که در ایران هم به این موضوع توجه می شود. گویا قرار است این مسابقات در دو مرحله فارسی و انگلیسی برگزار شده و برندگان ابتدا به مسابقات منطقه ای در هندوستان (مهرماه 89) و سپس به مسابقات جهانی ژان پیکته در اروپا اعزام شوند. علاقمندان می توانند در گروه های سه نفری دانشجویی با ارسال یک ایمیل به آدرس tkamran@icrc.org حداکثر تا بیستم خردادماه ثبت نام نمایند. به امید قهرمانی تیم ایران در مسابقات جهانی!!ا

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم خرداد 1389ساعت 17:20  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

همانطور حتما می دانید، روز بیست و یکم ژانویه سال ۲۰۰۹، وزیر دادگستری تشکیلات خودگردان فلسطین با حضور در مقر دیوان در لاهه، با استناد به پاراگراف ۳ ماده دوازده اساسنامه رم نسبت به صدور اطلاعیه ای برای پذیرش صلاحیت دیوان اقدام کرد. ماده دوازده به دولتهای غیرعضو دیوان اجازه می دهد با صدور و ثبت اطلاعیه ای نزد دبیرخانه دیوان، صلاحیت دیوان برای رسیدگی به جرایم رخداده در محدوده سرزمینی و یا توسط اتباع آن دولت را مورد پذیرش قرار دهند. (قبلا در همین وبلاگ مطالبی در این خصوص آورده ام. گزارشی هم از سخنرانی جان دوگارد داده بودم)

اخیرا دفتر دادستانی گزارشی از مجموع نظرات حقوقی واصله به این دفتر در خصوص وضعیت فلسطین و انطباق یا عدم انطباق اعلامیه ثبت شده توسط تشکیلات خودگردان فلسطین نزد دیوان بر اساس بند 3 ماده 12 اساسنامه تهیه کرده است. متن گزارش که برای اطلاع عموم بر روی وبسایت دیوان قرار داده شده است را در این آدرس ببینید. در ادامه همین مطلب هم می توانید ترجمه خلاصه ای از این گزارش به زبان فارسی را مشاهده بفرمایید. ترجمه با عجله صورت گرفته و اگر نواقصی دارد غمض عین بفرمایید.

1.       در 21 ژانویه 2009 (2 بهمن 1387) وزیر دادگستری تشکیلات ملی فلسطین (Palestinian National Authorities) بر اساس بند 3 ماده 12 اساسنامه که دولت‏های غیرعضو را قادر به پذیرش صلاحیت دیوان می نماید، اعلامیه‏ای  را نزد دفتر دیوان ثبت نمود.

2.       نخستین گام در مسیر احراز صلاحیت دیوان، ارزیابی این است که آیا اعلامیه ثبت شده توسط تشکیلات خودگردان فلسطین، حائز شرایط تعیین شده در اساسنامه هست یا خیر. در این راستا تاکنون تعدادی نظریه به دفتر دادستانی واصل شده است. به منظور ارتقاء اگاهی‏های عمومی از فعالیت‏های جاری دفتر دادستان، این نظریه‏ها به صورت خلاصه شده در گزارش حاضر در اختیار عموم قرار می‏گیرد. انتظار می رود نظریات جدیدی نیز در راه باشند. بخصوص، دفتر دادستانی در انتظار وصول گزارشی جامع از سوی تشکیلات ملی فلسطین در اواخر ماه ژوئن سال جاری (اوایل تیرماه) و نیز گزارش‏هایی از سوی دیگر اطراف ذی‏علاقه می باشد. دفتر دادستان همچنین ممکن است به منظور روشن ساختن برخی مسائل حل نشده، درخواست اطلاعات تکمیلی نیز بنماید. برای تسهیل روند کار، دفتر دادستانی در نظر دارد جلساتی را با حضور اطراف ذی‏ربط در ماه های آینده برگزار نماید. دفتر دادستانی، پروسه ای عادلانه برای مشارکت همه اطراف درگیر در مساله را تضمین خواهد نمود.

 تفسیر بند 3 ماده 12 Interpretation of Article 12(3)     

3.       دیدگاه های هدف‏گرایانه و غایت‏گرایانه (teleological) معتقد هستند که بند 3 ماده 12 از جمله اصطلاح «دولت» را باید در قالب زمینه کلی اساسنامه و هدف و مقصود نهایی آن معنا نمود. اظهار شده است که در حقوق بین الملل عمومی، واژه دولت تعاریف مختلفی دارد و فاقد یک معنای مشخص و یا «معمول» (ordinary) است. از همین رو،  این واژه باید در قالب هدف و مقصود نهایی اساسنامه مورد ارزیابی قرار گیرد و دیوان بایستی در خصوص بند 3 ماده 12  به گونه ای حکم نماید که منجر به تحقق هرچه بیشتر اهداف اساسنامه شود.

4.       دیگر نظریه ها معتقد هستند که بر اساس قواعد تفسیر معاهدات بین المللی، عبارات به کار رفته در بند 3 ماده 12 آشکارا پذیرش صلاحیت دیوان را محدود به «دولت‏ها» در معنای عادی و معمولی کلمه نموده‏اند. این نظریه ها بر این باور هستند که اساسنامه هیچ معنای خاصی برای واژه دولت قائل نشده و این نتیجه‏گیری که بند 3 ماده 12 نهادهایی که تحت حقوق بین الملل عمومی، واجد شرایط دولت بودن نیستند را هم دربر می گیرد، فاقد هرگونه مبنایی است.

 اعمال صلاحیت کیفری  Exercise of Criminal Jurisdiction

5.       پیرو رویکرد غایت‏گرایانه فوق، شاخه ای از نظریه های واصل شده بر این اعتقاد هستند که بر اساس بند3ماده 12، نیازی نیست که دیوان به بررسی «دولت بودن» یا نبودن نهادی (Entity) که اعلامیه را صادر کرده بپردازد. بلکه باید این نکته را بررسی کند که آیا نهاد مورد نظر، خود از صلاحیت کیفری برخوردار است تا بتواند این صلاحیت را به دیوان منتقل یا تفویض کند؟  برخی استدلال می کنند که تشکیلات خودگردان از حق ذاتی برای اعمال صلاحیت کیفری درون قلمرو خود برخوردار است که این حق ناشی از حق تعیین سرنوشت و نیز ناشی از رویه عملی اوست. گفته شده که این امر در بیانیه‏های اسلو (Oslo Accords) نیز مورد تاکید قرار گرفته چرا که در آن بیانیه ها، مسئولین فلسطینی موافقت کردند که به طور موقت و داوطلبانه از اعمال صلاحیت کیفری خود در خصوص اتباع اسراییلی صرفنظر نمایند.

6.       دیگران استدلال می کنند که در بیانیه های اسلو تصریح شده که تمام اختیارات و مسئولیت‏هایی که مصرحا به فلسطینیان واگذار نشده، در اختیار اسراییل باقی می ماند؛ از جمله صلاحیت کیفری بر اتباع اسراییل و نیز مسئولیت‏هایی در خصوص امنیت داخلی و نظم عمومی در کرانه باختری و غزه. بنابر این مسئولین فلسطینی نمی توانند صلاحیتی را که بر اساس «بیانیه های اسلو» خود از آن برخوردار نیستند، به دیوان تفویض نمایند. البته در بین طرفداران این نظریه، هستند کسانی که معتقدند این امر مانع از آن نمی شود که مسئولین فلسطینی، صلاحیت پیگرد کیفری اعمال ارتکابی توسط اتباع فلسطین را به دیوان واگذار نمایند.

 دولت بودن در حقوق بین الملل Statehood in International Law

7.       برخی از نظرات واصله به دفتر دادستانی، موضوع بیانیه فلسطینیان را از منظر حقوق بین الملل عمومی بررسی کرده اند؛ از جمله مساله شناسایی (Recognition) و شرایط سنتی دولت بودن مندرج در کنوانسیون مونته‏ویدئو 1933 یعنی یک جمعیت ثابت، یک قلمرو تعریف شده، حکومت، و اهلیت برقراری روابط با دولت‏های دیگر. در این راستا نظرات مختلفی در خصوص میزان و اثرات حقوقی شناسایی فلسطین توسط دیگر دولت‏ها و نیز عضویت فلسطین در سازمان‏های منطقه‏ای و بین‏المللی ابراز شده است. اختلاف در میان این نظرها بیشتر مربوط است به تفسیر شرایط مندرج در کنوانسیون مونته‏ویدئو و اینکه آیا برخی یا همه آنها در مساله حاضر کاربرد دارند. همچنین این مساله که آیا کنوانسیون مونته ویدئو هنوز هم مناط اعتبار هست یا خیر توسط برخی مطرح شده است.

 ملاحظات تاریخی  Historical Considerations

8.       خوشه آخر از موضوعات، برای بررسی اینکه آیا ادعاهای فلسطینیان مبنی بر برخورداری از عنوان «حاکمیت»، تداوم یک عنوان از پیش موجود است یا خیر، به زمان امپراتوری عثمانی و دوران قیمومت تحت سیستم جامعه ملل برمیگردند. برخی با استناد به اینکه در زمان قبل از 1948، برای فلسطین اهلیت هایی از قبیل انعقاد معاهدات و صدور گذرنامه به رسمیت شناخته شده بود، گفته اند که دولت بودن فلسطین تحت سیستم قیمومت جامعه ملل (League of Nations Mandate System) و نیز برنامه تقسیم ملل متحد (UN Partition Plan) به رسمیت شناخته شده بود.

9.       دیگران مدعی هستند که دهه های پایانی قرن نوزدهم شاهد ادعاهای متعارضی در خصوص مالکیت بر سرزمین فلسطین بوده است. از این رو، در برابر ادعاهای مبتنی بر شناسایی حاکمیت برای اتباع عرب، اشاره می کنند به اینکه در اعلامیه بالفور 1917 از ایجاد یک سرزمین ملی برای مردمان یهود حمایت شده و این مساله در سیستم قیمومت گنجانده شد. گفته شده است که شناسایی مقدماتی حاکمیت برای ملتهای تحت قیمومت گروه اول (Class A mandate nations) به معنای شناسایی رسمی و واقعی دولت بودن این مناطق توسط جامعه ملل نبوده است.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 10:12  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

همايش

چالش هاي حقوق بشردوستانه

در اجراي كنوانسيون سوم ژنو

 

 

زمان: سه شنبه 21 ارديبهشت ماه 1389

مكان: مجموعه فرهنگي سيد الشهداء

(خيابان ولي عصر، ابتداي بزرگراه نيايش، روبروي سينما ملت)

 

كميته بين المللي صليب سرخ،

كميته ملي حقوق بشردوستانه و

جمعيت هلال احمر استان تهران

مقدم دانشجويان و علاقمندان محترم را گرامي مي دارند.

 

دبيرخانه كميته ملي حقوق بشردوستانه: 88201072

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 14:4  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

دوست خوبی که افتخار آشنایی با ایشان از دو سال قبل در جریان حضور مشترک در دوره تابستانی آکادمی نصیبم شد، با ارسال لینکی، در خصوص نظر جیکاب کلنبرگر رییس صلیب سرخ جهانی در ارتباط با مشروعیت یا عدم مشروعیت استفاده از سلاحهای هسته ای اطلاع رسانی کرده اند. بر اساس این مطلب، از منظر صلیب سرخ انطباق سلاحهای هسته ای با اصول حقوق بشردوستانه بین المللی مانند اصول تناسب، تفکیک نظامی و غیرنظامی، عدم آسیب زدن به محیط زیست، عدم وارد آوردن آسیب و رنج بیهوده و امثالهم غیرممکن بوده و لذا این سلاحها غیرقانونی و نامشروع هستند. متن اصلی را می توانید در اینجا ببینید.
+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 11:30  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

البته جای تاسف است که علیرغم تمام تلاشهایی که شده بود، این دوره هنوز در کشور عزیزمان با این همه ظرفیت حقوقی و این تعداد حقوقدان برجسته برگزار نشده و به جای آن، در جایی مانند ابوظبی که واقعا بر من معلوم نیست جایگاهش در عرضه حقوق و حقوق بین الملل کجاست، برگزار می شود. ولی به هرحال، از هر فرصتی باید استفاده کرد ولو دوره در ابوظبی باشد که اطلبوا العلم ولو بالصین!

آکادمی حقوق بین الملل لاهه در کنار دوره های ثابت تخصصی که تابستان هرسال در این شهر برگزار می شود، سالانه دوره های ویژه ای نیز به صورت منطقه ای در کشورهای مختلف جهان برای استادان جوان دانشگاه ها، دیپلماتها و حقوقدانان جوان سایر نهادها و سازمانها در حوزه های مرتبط برگزار می نماید. دوره ای که برای سال 2010 طراحی شده، با محور «توسعه پایدار» و به میزبانی امارات متحده عربی در شهر ابوظبی از تاریخ 4 الی 11 نوامبر (13 الی 20 آبانماه سال جاری) برگزار خواهد شد. مقرر است 40 نفر برای شرکت در این دوره پذیرفته شوند که نیمی از آنان از کشور میزبان و نیم دیگر از کشورهای منطقه شامل ایران، بحرین، قطر، عراق، عربستان، عمان، کویت و یمن خواهند بود.

زبان دوره انگلیسی است و مدرسین آن از قضات دیوان بین المللی دادگستری(همانند قاضی الخصونه و قاضی محمد بنونه)، برخی مسئولین سازمانهای بین المللی (مانند هانس فان لون دبیرکل سازمان کنفرانس حقوق بین الملل خصوصی لاهه) و استادان برجسته حقوق بین الملل (همانند جیمز کرافورد) خواهند بود. کلیه هزینه های دوره شامل شهریه، هزینه سفر، هزینه اقامت و خوراک به طور کامل توسط آکادمی و دولت میزبان تقبل شده و لذا شرکت در این دوره کاملا رایگان خواهد بود و شرکت کنندگان یک مقرری روزانه نیز دریافت خواهند داشت.

متقاضیان بایستی با مراجعه به وبسایت آکادمی، فرم های مربوطه را پر کرده و درخواستهای خود را به همراه یک رزومه و نیز توصیه نامه هایی از استادان حقوق بین الملل به نحوی برای آکادمی ارسال دارند که حداکثر تا تاریخ 9 مرداد ماه 1389 (31 ژوئیه) به دفتر این آکادمی در لاهه واصل شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم اردیبهشت 1389ساعت 14:53  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

/* /*]]>*/ دوست عزیز، جناب آقای دکتر کامران هاشمی که بنده نادیده به ایشان ارادت پیدا کرده ام، با ارسال ایمیلی خبر برگزاری قریب الوقوع یک كارگاه آموزشي حقوق اقتصادي اجتماعي و فرهنگي كه با حضور جمعي از اساتيد ايراني و خارجي در روزهاي 29 و 30 فروردين ماه جاري در دانشكده روابط بين الملل برگزار مي شود را اعلام کرده اند. نگاهی به نام استادان عزیزی که قرار است در این دوره تدریس نمایند کافی است تا پر باری و قابل استفاده بودن این دوره تضمین شده باشد. از این استاد عزیز سپاسگزارم و به دوستان داخل ایران توصیه می کنم در صورت امکان، فرصت حضور دراین دوره را از دست ندهند. متن اطلاعیه را در ادامه مطلب ببینید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 10:47  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

درخواست تجدیدنظر گروهی از نمایندگان بازماندگان نسل کشی سربرنیتسا موسوم به مادران سربرنیستا که یک دعوی مسئولیت مدنی علیه دولت هلند و سازمان ملل متحد در دادگاه محلی شهر لاهه طرح کرده بودند، در شعبه تجدیدنظر نیز رد شد. مبنای شکایت این گروه، کوتاهی یگان هلندی حافظ صلح که مسئولیت محافظت از منطقه امن سربرنیتسا در زمان جنگهای بالکان را  برعهده داشت در عمل به وظایف خود و مقابله با هجوم صربها بود که منجر به کشتار نزدیک به هشت هزار مرد مسلمان بوسنیایی در این شهر گردید. این کشتار از سوی هم دیوان بین المللی دادگستری و هم دادگاه بین المللی یوگسلاوی سابق به عنوان نسل کشی به رسمیت شناخته شده است. قبلا دادگاه بدویهرگونه مسئولیت دولت هلند در این واقعه را رد کرده و گفته بود نیروهای یگان مزبور به طور کامل در اختیار و تحت الامر سازمان ملل متحد بوده اند. رسیدگی به شکایت علیه سازمان ملل متحد نیز به دلیل مصونیت کامل سازمان ملل متحد در برابر محاکم ملی از سوی این دادگاه هلندی پذیرفته نشد. پس از آن، شکات به دادگاه تجدیدنظر مراجعه کردند که دادگاه مزبور نیز با تاکید بر مصونیت سازمان ملل متحد، درخواست آنان را رد کرد. وکلای این گروه گفته اند موضوع را در دیوان عالی هلند و سپس در دیوان اروپایی حقوق بشر دنبال خواهند کرد. (اصل خبر را اینجا بخوانید)

در حال حاضر، و با مکانیزمهای موجود به نظر نمی رسد راه حلی موثری برای رسیدگی به کوتاهی سربازان تحت امر سازمان ملل متحد در پیشگیری از نسل کشی (این خطیرترین جنایت بین المللی) و جبران خسارات قربانیان وجود داشته باشد. شخصا از هرگونه اظهارنظر خوانندگان عزیز وبلاگ در این خصوص استقبال کرده و مشتاق مطالعه نظرات فاضلانه دوستان هستم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 10:16  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

پس از وقفه ای نسبتا طولانی به مناسبت ایام عید نوروز، بهترین درودها و شادترین آرزوها را تقدیم به دوستان عزیز حقوقی می کنم. فعلا به طور مختصر و فهرست وار، برخی تحولات حقوقی در شهر لاهه را به اطلاع می رسانم تا بعد.

- رسیدگی به پرونده رادوان کاراجیج رییس جمهور خودخوانده صربهای بوسنی که به اتهام نسل کشی، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت در دادگاه بین المللی یوگسلاوی سابق تحت محاکمه است ادامه دارد. وی در ابتدای جلسات محاکمه در ماه مارس، با اعلام اینکه دادگاه بودجه و امکانات کافی برای دفاع در اختیارش قرار نداده است، خواستار تعویق و تعلیق مجدد دادرسی شد که این درخواست از سوی شعبه رسیدگی کننده رد شد. وی از این تصمیم شعبه درخواست فرجام کرد که شعبه تجدیدنظر نیز با تایید نظر شعبه رسیدگی کننده، بر ضرورت ادامه محاکمه تاکید کرد. بدین ترتیب، آقای کاراجیج از سیزدهم آوریل (24 فروردین) مجددا باید در جلسات دادگاه حاضر شود.

- شعبه مقدماتی شماره 2 دیوان کیفری بین المللی، به دادستان این دیوان برای آغاز رسمی تحقیقات و پیگرد مظنونین و متهمین به ارتکاب جنایت علیه بشریت در حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری کنیا (2007) چراغ سبز نشان داد. دادستان قبلا با انجام برخی تحقیقات مقدماتی و بر اساس اطلاعات دریافتی از منابع مختلف، از شعبه خواسته بود با آغاز رسمی روند پیگرد کیفری در این دیوان موافقت نماید. در واقع، شعبه با این تصمیم خود اعلام  می کند که اولا بر اساس اطلاعات موجود، دلایل مکفی مبنی بر وقوع جرایم تحت صلاحیت موضوعی دیوان در قلمرو کنیا وجود دارد و جرایم مزبور به لحاظ شدت و حدت از آستانه لازم برای ورود دیوان عبور کرده اند، ثانیا با توجه به عضویت کنیا در ماه مارس 2005 در دیوان، صلاحیت سرزمینی برای ورود دیوان به این موضوع فراهم است، ثالثا با توجه به عدم رسیدگی قضایی داخلی و ملی به موارد مزبور در کنیا، شرط تکمیلی بودن صلاحیت دیوان به صورت مقدماتی مراعات شده است. بدین ترتیب، احتمالا به زودی در کنار چهار کشور جمهوری دمکراتیک کنگو، آفریقای مرکزی، اوگاندا و سودان، کنیا پنجمین کشوری خواهد بود که اتباع آن در دیوان کیفری بین المللی به عنوان متهم تحت تعقیب قرار خواهند گرفت. اینکه پنجمین کشوری که پرونده اش رسما در دیوان مفتوح می شود هم از قاره آفریقا است قطعا برای این اعتبار جهانی این دیوان که قصد دارد یک دیوان بین المللی به معنای واقعی کلمه باشد امر مثبتی نیست. اگرچه، انجام تحقیقات مقدماتی در خصوص وقوع جرایم در برخی دیگر از مناطق جهان نیز در دستورکار دادستانی قرار دارد (افغانستان، فلسطین، گرجستان، کلمبیا، ساحل عاج و گینه) اما هنوز هیچ یک از آنان به مرحله آغاز رسمی روند تعقیب و پیگرد نرسیده اند و دیوان کماکان، یک نوع «دیوان کیفری آفریقایی» است!

- با برگزاری ادامه اجلاس نشست هشتم مجمع دولتهای عضو اساسنامه دیوان کیفری بین المللی در نیویورک (اصل نشست هشتم در آبان 88 در لاهه برگزار شد و ادامه آن به ابتدای سال جاری در نیویورک موکول شد)، دولتها خود را کاملا آماده حضور در اولین کنفرانس بازنگری اساسنامه رم کرده اند که قرار است به زودی (از ده تا بیست و یکم خرداد) در اوگاندا برگزار شود. مهمترین موضوع در دستورکار کنفرانس بازنگری، مساله تعریف جرم تجاوز است. موضوع اصلی مورد اختلاف در این خصوص نیز (جدا از جزئیات و حواشی مختلف) آن است که اولا آیا صرف عضویت دولت قربانی تجاوز در دیوان برای ورود دیوان به این مساله کفایت می کند و یا دولت متجاوز نیز باید در دیوان عضویت داشته باشد؟ نکته مهم تر که احتمالا حصول به توافق و اجماع را سخت تر خواهد کرد، این است که آیا برای احراز وقوع تجاوز، ابتدا بایستی این مساله به تایید شورای امنیت برسد؟ (این مطلب سخت از سوی اعضای دائم شورا دنبال می شود) و یا اینکه دیوان و دادستان آن راسا می توانند وارد فرآیند رسیدگی شوند؟ در این میان برخی کشورها نیز راه های بینابینی پیشنهاد داده اند: مثلا در صورت عدم احراز تجاوز از سوی شورای امنیت، یک نهاد دیگر مثل دیوان بین المللی دادگستری در مورد اصل مساله وقوع یا عدم وقوع تجاوز نظر دهد و سپس دیوان کیفری بین المللی بتواند وارد رسیدگی شود...

برخی مسائل دیگر نیز در دستور کار اجلاس بازنگری خواهند بود: مساله ارزیابی نظام حقوق بین المللی کیفری مبتنی بر سیستم اساسنامه رم که به اسم stock-taking of international criminal law system معروف شده است، مساله پیشنهاد برخی کشورها نظیر بلژیک مبنی بر اضافه شدن برخی موارد به جرایم تحت صلاحیت دیوان (نظیر استفاده از سلاحهای شیمیایی در درگیریهای داخلی و غیره).

واقع امر آن است که کنفرانس بازنگری حائز اهمیتی حیاتی برای جامعه حقوقی بین المللی است. تمام کشورها و نظامهای حقوقی با تمام توان برای تاثیرگذاری بر نتایج این اجلاس به میدان خواهند آمد. حتی آمریکایی ها که در سالهای اخیر در هیج یک از جلسات مربوط به دیوان شرکت نمی کردند، اخیرا فعال شده و عزم خود را برای ورود قوی به مباحث کنفرانس بازنگری اعلام کرده اند. باید امید داشت که با درایت مسئولین نظام و با هوشمندی حقوقدانان توانمند ایرانی، تیمی که از ایران به این کنفرانس اعزام خواهد شد بتواند سهم شایسته ای در مباحث آن داشته باشد و از دیدگاه های اصولی کشورمان در این زمینه دفاع نماید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم فروردین 1389ساعت 9:51  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

دوستانی که در ایران هستند، از چند روز پیش قید کار و همه چیز را زده و مست از بهار سبزی که در راه است، آماده تعطیلات شده اند. اینجا اما برعکس است. تعطیلات معطیلات که در کار نیست هیچ، به دلیل تعطیلی ایران، فشار مضاعفی به ما می آید. بگذریم. قرار نیست شب عید درددل راه بیاندازیم.


به همه دوستان خوبم، حقوقی و غیرحقوقی، فرا رسیدن سال نو را شادباش می گویم و بهترین آرزوها را پیشکشتان می نمایم. خوب و خوش و تندرست و دلشاد باشید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم اسفند 1388ساعت 17:6  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

در یک خبرنامه حقوقی دیدم که کتاب حقوق بین الملل عمومی جناب استاد محمدرضا ضیایی بیگدلی به چاپ سی و هشتم رسیده است. خداوند سایه همه استادان عزیز را بر سر ما طلاب حقوق بین الملل مستدام بدارد. الهی آمین.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 16:14  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

این مطلب را مدیون دوست حقوقدان عزیزی از نیویورک هستم.  دسترسی به اطلاعات دست اول و موثق از مصوبه ها و رویه های تصمیم گیری سازمان ملل و ارگانهای مختلف آن از ضرورت های اولیه برای انجام تحقیقات و پژوهشهای علمی و آکادمیک در رابطه با عملکرد سازمان ملل است. بالاخص، در حوزه حقوق بین الملل، آنگاه که برای تشخیص و احراز یک قاعده عرفی بین المللی و یا یک رویه بعدی (چه به منظور تفسیر معاهدات یا احتمالا اصلاح آنها) نیازمند بررسی رویه سازمان ملل متحد باشیم، اهمیت این مساله آشکارتر می شود.

یکی از منابع ارزنده و مفید برای این منظور، فهرست تفسیری - تحلیلی مصوبات شورای امنیت و دیگر ارگانهای سازمان ملل می باشد که مصوبه ها و تصمیم های اتخاذ شده توسط شورای امنیت، مجمع عمومی، اکوسوک و دیگر ارگانهای وابسته به سازمان ملل را به صورتی طبقه بندی شده و بر اساس ترتیب زمانی جمع آوری می نماید. این منبع مهم تحت دو عنوان مجزای زیر تدوین و منتشر می شود:

Repertory of Practice of UN Organs که رویه و عملکرد مجمع عمومی و سایر ارگانهای تابعه مجمع عمومی را به صورت خلاصه ای جامع و بر اساس مواد منشور و همراه با تفسیر و تحلیل تطبیقی (هر مصوبه با ماده یا مواد ذیربط منشور) بیان می نماید.

Repertoire of Practice of Security Council که رویه و عملکرد شورای امنیت را بر اساس مواد ذیربط منشور (عمدتا فصل هفتم) همراه با تفسیر و تحلیل هر مصوبه و تصمیم درج می نماید.

خوشبختانه شماره های منتشر شده دو مرجع فوق به صورت آنلاین در دسترس می باشد. آدرس تارنمای این دو مرجع به تریب زیر می باشد:

http://untreaty.un.org/cod/repertory/index.html

http://www.un.org/en/sc/repertoire/index2.html

من خودم که واقعا از این سایت بسیار استفاده بردم و توصیه می کنم حتما در تحقیقات و کارهای مطالعاتی از این سایت بسیار مفید غافل نباشید...

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 13:24  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

چند وقت پیش میزبان هیاتی از بزرگان بودم (نگویم از کدام بخش یا دستگاه. غیبت می شود) که همگی دارای علائق حقوقی نیز بودند. برای استقبالشان به فرودگاه رفته بودم. دوستانی که هلند آمده اند میدانند که شهر لاهه فرودگاه ندارد و مسافرین لاهه معمولا از فرودگاه اسخیپهول شهر آمستردام که البته فاصله ای حدود 40 کیلومتر تا لاهه دارد استفاده می کنند. در راه یکی از اعضای هیات از من پرسید به کجا می رویم؟ پاسخ دادم به لاهه. ایشان گفتند یعنی مستقیم می رویم دادگاه؟ چرا اول به هتل نمی رویم؟ پس از چند پرسش و پاسخ، مشخص شد که ایشان تصور می کردند لاهه، نام دادگاه است و نمی دانستند شهری به نام لاهه وجود دارد که دادگاه های مختلف بین المللی در آن مستقر هستند. از این نمونه اعلاء که بگذریم، برای بسیاری از کسانی که با حقوق بین الملل به طور مستقیم سر و کاری نداشته اند، تفکیک بین دادگاه ها و دیوان های مختلف در لاهه کار ساده ای نیست. معمولا مدتی طول می کشد تا این افراد (که سیاسیون، اصحاب رسانه و غیره را هم در بر می گیرد) را بتوان متوجه تفاوت های مختلف ذاتی و کارکردی این دیوان ها و دادگاه ها کرد که طبعا همه آنها می توانند متصف به عنوان دادگاه لاهه باشند. اما چطور شد که امروز به این مطلب پرداختم؟ یک سایت خبری (پارسینه) ذیل عنوان «تصاویری از دادگاه لاهه»، با ذکر عباراتی در خصوص دیوان بین المللی دادگستری و معرفی آن، به انتشار تصاویری از پیش طرح های ساختمان جدید دیوان کیفری بین المللی که تازه قرارداد طراحی آن با یک شرکت دانمارکی منعقد شده است و قرار است در منطقه کلینگندال شهر لاهه ساخته شده و احتمالا تا چند سال دیگر به بهره برداری برسد پرداخته است. به هرحال، ندانستن عیب نیست. اما مطلب «ندانسته» را به عنوان «دانسته» به خورد مردم دادن، حتما عیب است. (در ادامه می توانید اصل مطلب سایت را ببینید) در ضمن اگر به دیدن عکسهای بیشتر و کسب اطلاعات تکمیلی در مورد ساختمان جدید دیوان کیفری بین المللی علاقمند هستید اینجا را کلیک کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 10:57  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

در عالم حقوق همه چیز ممکن شده است. انواع دادگاه های بین المللی، نیمه بین المللی و هیبریدی، دادگاه های محلی با صلاحیت جهانی و غیره، دیگر شنیدن این خبر که یک دادگاه فنلاندی که بر اساس اصل صلاحیت جهانی (به موجب معاهده پیشگیری و مجازات جرم ژنوساید) در حال محاکمه یک تبعه روآندایی است، تصمیم به انتقال به تانزانیا و روآندا گرفته است، چندان تعجب برانگیز نیست.

فرانسوآ بازارامبا در سال 2003 وارد فنلاند شده و درخواست پناهندگی نمود. در 2004 درخواست وی رد شد چرا که قرائنی موجود بود که وی در نسل کشی 1994 روآندا احتمالا دست داشته است. در سال 2006، دادگاه ملی روآندا قرار بازداشت بین المللی وی را صادر نمود. بر اساس این درخواست، دولت فنلاند در 2007 او را بازداشت نمود و دادگاهی در فنلاند مساله استرداد وی به روآندا را بررسی کرد اما به سبب آنکه دادگاه فنلاندی تشخیص داد احتمالا در روآندا محاکمه کاملا عادلانه ای نخواهد داشت، با استردادش موافقت ننمود. در مقابل، بر اساس تعهدات فنلاند در قالب کنوانسیون ژنوسید، سیستم قضایی فنلاند راسا محاکمه وی را عهده دار شد و از سپتامبر 2009 محاکمه آغاز گردید.

در ادامه کار، مشکلات فنی فراوانی بروز نمود. مشکل این بود که تمام شهود این پرونده ساکن روآندا و یا کشورهای اطراف بودند. آوردن آنها به فنلاند نیز علاوه بر هزینه های فراوان، دشواریهای مختلفی از قبلی ویزا و غیره ایجاد می کرد. برخی هم در زندان های روآندا بودند. ضمن اینکه گفته شد که در حال حاضر در روآندا و منطقه اطراف، فصل درو است و آوردن افراد به فنلاند به کشاورزی آنها لطمه می زند (البته به نظرم علت اصلی، ترس از این بود که هرکس را برای شهادت به فنلاند بیاورد، دیگر به روآندا باز نخواهد گشت!) به هر روی، دادگاه در نهایت تصمیم گرفت به جای آوردن شهود به فنلاند، خود به آفریقا برود. دادگاه با یافتن یک مورد سابقه انتقال دادگاه ملی از کشوری به کشور دیگر (از کانادا)، تصمیم گرفت نه یک هیات کوچک برای مثلا استماع شهادات و امثالهم بلکه تمام دادگاه و جریان محاکمه را منتقل نماید. بدین ترتیب، قضات، تیم دادستانی، تیم دفاع، منشی ها، مترجمین و سایر اجزاء دادگاه به منطقه منتقل شدند و با چهار هفته اقامت در روآندا، شهادت بیش از چهل شاهد را استماع کردند و در مرحله کنونی در تانزانیا مستقر شده اند. جالب آنکه متهم خود از سفر به روآندا امتناع کرده و لذا جلسات دادگاه را از طریق ویدئو کنفرانس ماهواره ای از فنلاند تعقیب می کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 10:3  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  |