تبليغاتX
وبلاگ شخصی بهزاد صابری

وبلاگ شخصی بهزاد صابری

نوشتارهایی در حقوق بین الملل

از فردا چهارشنبه 27 آبان ماه، هشتمین نشست مجمع دولتهای عضو اساسنامه دیوان کیفری بین المللی در شهر لاهه آغاز به کار می کند. این آخرین نشست مجمع پیش از برگزاری کنفرانس بازنگری اساسنامه رم است که قرار است در نیمه نخست سال 2010 در پایتخت اوگاندا برگزار شود و از همین رو حائز اهمیت فراوان است. 

مهمترین موضوعات در دستور کار امسال مجمع، عبارت است از ادامه کار بر روی بحث تعریف جرم تجاوز و نیز پیشنهاد مهم بلژیک در خصوص افزودن جرمی تحت عنوان استفاده از سلاحهای ممنوعه (نظیر شیمیایی، میکربی و مین ضدنفر) به مجموعه جنایات جنگی. البته مکزیک نیز پیشنهاد کرده است که استفاده از سلاحهای هسته ای هم به این مجموعه افزوده شود. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:38  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

یکی از دوستان عزیز که در حال تحصیل در مقطع دکتری در اروپا است، مطلب زیر را ارسال کرده است.


The Irish Centre for Human Rights is currently accepting applications for a Doctoral Studentship in Human Rights and Drug Policy.  The successful candidate will pursue doctoral research on a subject related to human rights law and drug policy at the Irish Centre for Human Rights at the National University of Ireland, Galway. 

The Studentship is part of a new specialist research cluster at the Irish Centre for Human Rights dedicated to developing and promoting innovative and high quality legal and human rights scholarship on issues related to drug laws, policy and enforcement.  In addition to the doctoral research, the holder of the Studentship will be expected to participate in, and assist the cluster with, various activities related to its mandate.

The successful candidate must have a high proficiency in verbal and written English.

This Studentship is currently available for a period of 12-months, with a stipend of €16,000 plus tuition fees and some money for research travel, and a possibility for extension dependent upon funding. The Studentship is scheduled to begin 1 February 2010, and the holder is expected to reside in Galway, Ireland and work full-time at the Irish Centre for Human Rights.

Please submit a covering letter and curriculum vitae, as well as a 250-word outline of the proposed area of research, no later than Friday, 18 December 2009, to: humanrights@nuigalway.ie

The successful candidate will be required to submit a full application for the doctoral programme, and the final award is conditional on admission by the University.

 

 

 

 

======================

Prof. William A. Schabas OC MRIA

Director, Irish Centre for Human Rights

National University of Ireland, Galway

Galway, Ireland

Direct: +353.91.493726

Fax: +353.91.494575

Home: +353.91.557108

Irish Mobile: +353.87.412.9551

My blog: humanrightsdoctorate.blogspot.com Doctoral Studentship in Human Rights and Drug Policy

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 10:32  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

پس از بررسی های اولیه توسط دادستان دیوان کیفری بین المللی که منجر به این نتیجه شد که به نظر می رسد شواهد کافی دال بر اینکه حوادث رخ داده پس از انتخابات در کنیا در سالهای 2007 و 2008 قابل پیگرد کیفری در این دیوان هست، رییس دیوان بین المللی کیفری با صدور یک تصمیم، موضوع را جهت بررسی قضایی فوری به شعبه مقدماتی دوم ارجاع کرد. برای مطالعه بیشتر در خصوص این پرونده به زبان انگلیسی می توانید به ادامه مطلب مراجعه نمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 14:56  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

به نظر می رسد مشاوران حقوقی کاراجیج کار خود را خوب بلد هستند. همانطور که قبلا گفتم و در خبرها هم بود، کاراجیج معترض بود که وقت کافی برای مطالعه پرونده خود و آماده کردن دفاعیاتش نداشته است و لذا از دادگاه خواستار تعویق محاکمه شده بود. در پی امتناع دادگاه از پذیرش این درخواست، کاراجیج تهدید کرد که در جلسات دادگاه حاضر نمی شود و نشد. پس از چند جلسه غیبت متهم، نهایتا چند روز پیش شعبه رسیدگی کننده به دفتر دادگاه دستور داده است برای کاراجیج، وکیل تسخیری تعیین کنند تا در صورت ادامه امتناع وی، با حضور وکیل بتوان جلسات دادگاه را به پیش برد. و البته، دادگاه گفته است به این وکیل تسخیری، سه ماه زمان خواهد داد تا بتواند پرونده را مطالعه کند و بنابر این، زمان از سرگیری دادگاه، به یکم مارس سال 2010 میلادی موکول شده است. 

بنابر این، تا بدینجای کار، آقای کاراجیج ضمن اینکه از این پس نیز بر اساس اینکه اعلام کرده می خواهد خودش دفاع از خود را برعهده بگیرد، کماکان دسترسی کامل به تمام اسناد و مدارک خواهد داشت و می تواند از شعبه درخواست صدور انواع و اقسام قرارهای رنگارنگ را بنماید، حدودا چهار ماه از ده ماه زمانی که از قبل خواسته بود را به دست آورده است. 

بعد هم از این ستون به آن ستون فرج است. یقینا اشکال تراشی های شکلی و ماهوی وی روز بروز بیشتر خواهد شد. احتمالا اعتراض به بیطرف نبودن وکیل تسخیری که می تواند منجر به «بررسی موضوع» شده و در نتیجه وقت بیشتری تلف کند نیز در برنامه وی قرار گیرد. طرفه آنکه با تمام این بهانه ها، باز هم دادگاه که می خواهد یک «نمونه مثال زدنی از اجرای عدالت» باشد، مو بمو با وی مدارا می کند و از چارچوب قوانین و آئین کار خویش خارج نشده و حقوق متهم را همچون یک امر مقدس، محترم می شمرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 14:50  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

می گویند در جوانی، انرژی و فرصت هست اما پول نیست

در میانسالی، انرژی و پول هست اما فرصت نیست و

در پیری، فرصت و پول هست اما دیگر انرژی نیست.

حالا شده حکایت ما. ماه اگوست که فرصت بسیار داشتیم، در لاهه خبری نبود که در وبلاگ قرار دهم. سپتامبر و اکتبر و نوامبر اما از راه رسیدند با ده ها خبر حقوقی اما دریغ از وقت و فرصت برای وبلاگ نوشتن!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 14:40  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

روزهای دوشنبه و سه شنبه، جلسات اول و دوم محاکمه رادوان کاراجیج (که اشتباها کارادزیچ خوانده می شود) رییس جمهور خودخوانده صربهای بوسنی با یازده مورد اتهام در حوزه نسل کشی و جنایات جنگی برگزار گردید. کاراجیج قبل از آغاز محاکمه از دادگاه خواسته بود زمان شروع محاکمه را حداقل ده ماه به تعویق بیاندازد تا وی فرصت مطالعه کامل پرونده و آماده کردن دفاعیات خود را پیدا کند. این در حالی است که از زمان دستگیری تا زمان آغاز محاکمه، چندین ماه زمان در اختیار وی قرار داشته است. 

در هرحال، کاراجیج در اعتراض به عدم پذیرش درخواست تعویق محاکمه، در دو جلسه اول دادگاه حاضر نشد و دادگاه را بایکوت کرد. این امر منجر بدان شد که رییس دادگاه، جلسه اول را پس از پانزده دقیقه تعطیل کرده و نیز به وی هشدار دهد در صورت تداوم این روند، به ناچار برای وی وکیل تسخیری تعیین خواهند کرد. رییس دادگاه همچنین در جلسه دوم به دادستانی اجازه داد رسما کیفرخواست خود را در صحن دادگاه قرائت نماید.

بنا به اصل برابری قوای دادستانی و دفاع (equality of arms) تمامی ابزار لازم اعم از نیروی انسانی و منابع که متهم برای دفاع از خود نیاز داشته باشد در اختیار وی قرار گرفته است. کاراجیج گفته که می خواهد خود شخصا دفاع از خود را برعهده بگیرد (البته وی چندین مشاور حقوقی زبده را استخدام کرده است). اما تیمی از کارمندان دادگاه نیز در اختیار وی قرار گرفته تا وی را در تحقیقات، مطالعات و تهیه متون و ارسال نامه ها و غیره یاری دهند. متهم حق دارد همانند دادستان، گروه های تحقیق به محل ارتکاب جرم اعزام کند، اسناد و مدارک لازم را از دادگاه، دادستانی و دولتها درخواست کند، شهود موردنظر خود را به دادگاه بخواند و غیره. 

کاراجیج از زمانی که تحت تعقیب قرار گرفت، به مدت سیزده سال متواری بود تا اینکه سال گذشته در صربستان بازداشت شده و به لاهه انتقال یافت. معلوم شد وی که خود یک پزشک متخصص است، در این مدت با تغییر قیافه جزئی و گذاشتن ریشی انبوه، در کشور صربستان به عنوان یک پزشک سنتی (در زمینه گیاهان دارویی) زندگی بدون حاشیه و آرامی را سپری می کرده است. وی اینک در سن شصت و چهار سالگی، در زندان مرکزی اسخیفنینگن شهر لاهه در اختیار دادگاه بین المللی رسیدگی به جنایات رخ داده در یوگسلاوی سابق قرار دارد.

علاقمندان برای مطالعه بیشتر در مورد جزئیات پرونده کاراجیج می توانند به وبسایت دادگاه www.icty.org مراجعه کنند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 16:10  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

این مطلب همین امروز صبح به دستم رسیده. قبل از اینکه بخونین، توضیح بدم که در کشور هلند،
تحصیل در مقطع دکتری در واقع یک شغل محسوب می شود و دانشگاه به دانشجویان دکتری حقوق
پرداخت می کند. به همین خاطر هم معمولا وقتی که دانشگاه راسا یا به سفارش یک موسسه یا 
غیره بودجه ای برای تحقیق در یک زمینه خاص اختصاص می دهد، آنرا در قالب یک موقعیت شغلی
برای تحصیل در مقطع دکتری اعلام می کند. علاقمندان می توانند با مطالعه مطالب ذیل و مراجعه به
وبسایت مرکز گروسیوس (که در شهر لاهه واقع است اما وابسته به دانشگاه لایدن است) در اسرع
وقت برای این دو پست اقدام کنند. حداکثر فرصت تا 14 آبنماه است. جزئیات رو در ادامه مطلب ببینید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 8:30  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

در مورد دادگاه ویژه لبنان و خصوصیات منحصربفرد آن قبلا در همین وبلاگ نوشته ام. دادگاهی که ترکیبی از یک دادگاه ملی و یک دادگاه بین المللی است، و نخستین دادگاهی است که منحصرا برای رسیدگی به جرم تروریسم تاسیس شده است.

چند ماه اول با طمطراق فراوان طی شد. دانیل بلمار که مسئولیت تحقیق در مورد ترور رفیق حریری را داشت، سمت دادستانی این دادگاه را عهده دار شد و آنتونیو کاسسه بزرگ هم بر کرسی ریاست دادگاه تکیه زد. تیم قضایی تکمیل شد، آئین دادرسی ویژه دادگاه به همت کاسسه در اسرع وقت تنظیم و تصویب شد. ساختمان سابق سازمان اطلاعات و امنیت هلند در محله فوربورخ لایتسندام شهر لاهه در اختیار دادگاه قرار گرفت و به عنوان نشانه ای از دقت، استقلال و سرعت عمل قضایی، بنا به درخواست دایره دفاع و با توجه به کافی نبودن ادله و مدارک، شعبه مقدماتی دادگاه دستور داد چهار ژنرال لبنانی که از قبل تر به عنوان تنها مظنونین حادثه تروریستی در بازداشت بودند، آزاد شوند.

اکنون اما مدتی است که حقوقدانانی که کار این دادگاه خاص را پیگیری می کنند، شاهد بروز نگرانی هایی هستند: نگرانی اصلی چیست؟ دادگاهی با این همه دبدبه و کبکبه، اما بدون حتی یک نفر مظنون! به همین خاطر هم هست که حتی اخیرا صحبتهایی در محافل حقوقی لاهه شنیده می شود دایر بر اینکه یا این دادگاه را موقتا تعطیل کنند، یا راهی بیاندیشند و آنرا با لطایف الحیل در دیوان کیفری بین المللی ادغام کنند و یا مظنونی برای آن دست و پا کنند!

کاسسه هم که در ابتدای کار، مدام جلساتی برای توجیه دیپلماتهای مقیم لاهه برگزار می کرد، مدت مدیدی است این کار را نمی کند. شاید برای اینکه حرف جدیدی برای گفتن ندارد. باید صبر کرد و دید آیا کاسسه مجبور است به کشورش برگشته و به کار محبوبش یعنی تدریس و نالیف مشغول شود؟ 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 10:21  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

مطلب قبلی در خصوص داوری بین المللی و قضیه ای که میان باشگاه های استقلال و پرسپولیس با یک شرکت آمریکایی پیش آمده بود با استقبال خیل حقوقیون و حقوقیات ورزش دوست روبرو شد. خیلی ها هم نظراتشون را با افزودن گزینه «نظر به صورت خصوصی برای نویسنده ارسال شود» همراه کرده بودند که نتیجتا نتوانستم آنها را در بخش نظرات بیاورم. 

خیلی ها خواستار اصل لوایح حقوقی باشگاه پرسپولیس شده بودند. اگرچه این لوایح را دیده و در اختیار دارم اما عزیزی که آنها را در اختیار من گذاشته، رضایت به انتشار آنها ندارد. از همین رو معذورم.

چندین نفر در خصوص عملکرد باشگاه استقلال در این مورد پرسیده بودند و حتی نویسنده را به جانبداری رنگی متهم کرده و گفته بودند برای اثبات بی طرفی، باید در خصوص استقلال هم بنویسم. حقیقت آن است که در این موضوع و تا این لحظه، از باشگاه استقلال چیزی که بتوان نام لایحه حقوقی بر آن گذارد به دستم نرسیده است. نمی گویم چیزی ننوشته اند. حتما نوشته اند. اما آنچه من دیدم شباهتی به لایحه حقوقی نداشت. نمی دانم. شاید هم اسناد دیگری وجود داشته و به دست من نرسیده. اگر کسی دسترسی دارد و می تواند برایم ارسال کند، ممنون می شوم و حتما به خوانندگان وبلاگ هم اطلاع خواهم داد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 14:48  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

مطلب زیر را یکی از دوستان بسیار عزیز که با تیم حقوقی پرسپولیس در تماس بوده برایم ارسال کرده است. به نظرم کاری زیبا و حرفه ای  صورت گرفته (البته با توجه به فضای حقوقی و بین المللی موجود) که مستحق دست مریزاد است. من در این روز بزرگ که شهرآورد تاریخی استقلال و پرسپولیس برگزار می شود، به هیچ عنوان قصد طرفگیری ندارم. ولی این دوست عزیز بی برو برگرد پرسپولیسی است و لذا از نوشته اش نوری قرمز رنگ ساطع می شود. وی به دلیل استحیا و پرهیز از شهرت طلبی نخواسته نامش فاش شود، ولی در هرحال از او به خاطر ارسال این مطلب سپاسگزارم. خودتان در ادامه مطلب بخوانید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:45  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

متاسفانه در کنار گرفتاریهای کاری و شغلی و سایر روزمرگی ها که اجازه نمی دهد به طور فعالتری به کار این وبلاگ برسم، سرویس بسیار بد بلاگفا نیز مزید بر علت شده است. نمی دانم دلایل سیاسی دارد یا فنی ولی به هر دلیل که هست، در ماههای اخیر خصوصا این دو هفته سرویس دهی بلاگفا بسیار افت کرده و امکان افزودن مطلبی به وبلاگ و مدیریت مطالب قبلی و ثبت نظر کاربران محترم را دچار وقفه و اختلال کرده است. برخی دوستان پیشنهاد کرده اند که وبلاگ را به یکی دیگر از سرویس دهنده ها مانند وردپرس یا غیره منتقل کنم که به دلیل مشغله های مختلف هنوز نتوانسته ام روی این امکان کار کنم. در هر صورت احتمال دارد که در آینده نزدیک و در صورت ادامه بدقلقی بلاگفا، علیرغم ضیق وقت و گرفتاریهای دیگر، این انتقال را انجام دهم. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 14:42  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

ساسان شعاع منش، از حقوقدانان ایرانی که برای دیوان کیفری بین المللی کار می کند، اخیرا لینک مقاله ای را برایم فرستاده است که در وبسایت گلوبال بریف (Global Brief) به چاپ رسانده است. گلوبال بریف مجله ای است تخصصی در حیطه روابط بین الملل که توسط شورای روابط خارجی کانادا و به عنوان همتای کانادایی مجلاتی نظیر فارین پالیسی، اکونومیست و لوموند دیپلماتیک به چاپ می رسد. 

ساسان که خود عضویت شورای مشاوران این نشریه را نیز بر عهده دارد، در مقاله خود، وارد کردن مبحث احتمال عضویت ایران در دیوان کیفری بین المللی را به عنوان یک راهکار برد - برد برای طرفین در مذاکرات جامع میان ایران و غرب (با محوریت بحث هسته ای) پیشنهاد کرده است. ساسان معتقد است عضویت در این دیوان نه تنها برای ایران تهدید نیست بلکه می تواند در برابر تهدیدهای احتمالی علیه ایران به مثابه یک اهرم بازدارنده عمل کرده و از این حیث یک فرصت به شمار آید. 

لینک مقاله را اینجا گذاشته ام. اگر فرصت کردید و خواندید، لطفا نظراتتان را برایم درج کنید. 

برای برخی دوستان هم که نتوانسته اند لینک را باز کنند، متن مقاله را در ادامه مطلب درج کرده ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 16:56  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

در چندسالی که از راه اندازی دیوان کیفری بین المللی می گذرد، دست اندرکاران این نهاد قضایی جدید با دشواریهای مختلفی روبرو بوده اند. اگرچه این دیوان، تجربه دادگاه های خاص قبلی نظیر دادگاه یوگسلاوی و غیره را پشت سر دارد، اما به هر حال به عنوان اولین دادگاه ثابت و دائمی کیفری بین المللی همواره مسائل و مشکلات تازه ای حادث می شود که پیدا کردن راه حل برای آنها نیازمند صرف انرژی و وقت فراوان است. ضمن اینکه ماهیت این دادگاه، تفاوتهایی با نمونه های خاص قبلی خود دارد. مثلا، دادگاه های قبلی با مصوبه الزام آور شورای امنیت تاسیس می شدند اما این دیوان، تشکیلاتی به نام مجمع عمومی دارد که در واقع از دولتهای عضو اساسنامه رم تشکیل می شود. دولتها به عنوان بانیان این دیوان توقع دارند دیوان مجری خواستهای آنان باشد و در عین حال، استقلال قضات (که دولتها خود نیز بر آن تاکید دارند سبب می شود برخی مواقع تصمیمات قضات با خواست دولتها دچار تناقض شود. (در این خصوص، یک نمونه بسیار جالب توجه سراغ دارم که انشالله در فرصتی دیگر بدان خواهم پرداخت.)

مساله مانحن فیه آن است که، روز چهاردهم آگوست، شعبه مقدماتی دوم دیوان، رای به آزادی موقت و مشروط ژان پیر بامبا گومبو تا زمان برگزاری محاکمه داده است. شعبه به این نتیجه رسید که در بازداشت نگاهداشتن بامبا گومبو برای تضمین حضور وی در محاکمه ضرورت ندارد و چون آزادی اصالت دارد و سلب آزادی استثنا است، لذا در شرایطی که ضرورتی برای سلب آزادی وجود ندارد، فرد باید آزاد شود. مساله جالب و تاحدی عجیب اما آن است که بامبا تقاضا کرده است در یکی از هفت کشور (هلند، بلژیک، آلمان، ایتالیا، فرانسه، آفریقای جنوبی و یا پرتقال)  آزاد شود در حالی که این کشورها هیچیک در این مرحله مایل به پذیرش وی نبوده اند. بنابراین، بامبا علیرغم صدور قرار آزادی، جایی برای رفتن ندارد و کماکان در زندان اسخفینگن شهر لاهه منتظر نتیجه رایزنیهای مقامات دیوان با نمایندگان کشورهای فوق الذکر است! دنیای حقوق کیفری هم ماجراهای خود را دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت 21:8  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

در بسیاری از کشورها، خصوصا کشورهایی که وابسته به نظام حقوقی کامن لا هستند، تاسیسی حقوقی وجود دارد به نام amicus curiae (که در زبان لاتین معنای آن دوست دادگاه است). بر این اساس، در روند رسیدگی به یک پرونده، ممکن است شخصی حقیقی یا حقوقی که طرفیتی در پرونده ندارد، به صرف اینکه دارای اطلاعات یا تخصصی است که می تواند به روند اجرای عدالت و فهم بهتر دادگاه از ماجرا کمک کند، به دادگاه مراجعه کرده و برای در اختیار گذاردن اطلاعات خود به دادگاه ابراز تمایل کند. در صورت موافقت دادگاه، شخص مزبور به عنوان دوست دادگاه و بدون طرفیت یافتن در موضوع، دانسته های خود را در اختیار دادگاه قرار خواهد داد. البته ممکن است زمانی هم، دادگاه خود ابتدا به ساکن از شخصی دعوت کند که این اطلاعات را ارائه دهد.

خصیصه اصلی این تاسیس، در داوطلبانه بودن آن است و اینکه شخص بدون احضار از سوی دادگاه و یا یکی از طرفین، خود وارد روند رسیدگی شود. البته باید برای دادگاه احراز شود که این دوست دادگاه، واقعا اطلاعاتی در اختیار دارد که می تواند مفید واقع شود. مثلا اخیرا در خبرها آمده بود که فدراسیون اتحادیه های تجاری کارگران سودان و نیز گروه بین المللی دفاع سودان Sudan Workers Trade Unions Federations (SWTUF) and the Sudan International Defence Group (SDIC) درخواست کرده اند در پرونده رسیدگی به اتهامات عمر البشیر رییس جمهور این کشور، به عنوان amicus curiae حاضر شوند. اما این درخواست (که طبق ماده 103 از مجموعه قواعد آئین دادرسی دیوان به عمل آمده است) مورد مخالفت دادستانی قرار گرفته و دادستانی معتقد است اشخاص حقوقی فوق الذکر در تقاضای خود نتوانسته اند نشان دهند که چه اطلاعات خاصی که مرتبط با پرونده حاضر باشد در اختیار دارند. از منظر دادستانی، این اشخاص در واقع قصد دارند بدون اینکه به لحاظ حقوقی، نمایندگی البشیر را برعهده داشته باشند، از منافع وی در دادگاه دفاع کنند. تصمیم گیری بر عهده شعبه مقدماتی خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 15:52  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

ماه آگوست در لاهه ماه تعطیلی فعالیت دیوان ها و دادگاه های بین المللی است. قضات، دادستانها، وکلا و حقوقی ها همه به تعطیلات رفته اند. بازار حقوق فعلا کساد است. اوضاع بر همین منوال خواهد بود تا شروع ماه سپتامبر که پس از تعطیلاتی طولانی، حضرات بر سر کارها حاضر شده و ناگهان چشمه خشکیده فعالیتهای حقوقی در لاهه، پرآب و خروشان به راه خواهد افتاد. 

دیوان بین المللی دادگستری چندین پرونده مهم را در دستور کار دارد. پرونده گرجستان علیه روسیه، پرونده بلژیک علیه سنگال در قضیه حسن هابره، پرونده مقدونیه علیه یونان (دعوای نام)، دعوی آلمان علیه ایتالیا (مساله مصونیت دولت) و چندین پرونده دیگر مرزی و تحدید حدود.

دیوان سپتامبر را با استماع پرونده اروگوئه و آرژانتین آغاز خواهد کرد (14 سپتامبر). اختلاف بر سر کارخانه های کاغذسازی است که اروگوئه در منطقه مرزی و رودخانه میان دو کشور احداث کرده و آرژانتین از بابت اینکه برخلاف موافقتنامه قبلی، اروگوئه نظر مساعد این کشور را اخذ نکرده و با این کار خود به محیط زیست مشترک دو کشور لطمه زده است به دیوان شکایت برده. در مقابل، اروگوئه نیز مدعی است کشاورزان آرژانتینی، جاده اصلی میان دو کشور را که برای اقتصاد اروگوئه اهمیت بسیار دارد مسدود کرده اند و دولت آرژانتین هیچ اقدام موثری برای رفع انسداد صورت نداده است.

از همه این پرونده ها که هریک به جای خود اهمیت بسیار دارند، بحث شیرین کوزوو (!) باقی است! پرونده درخواست رای مشورتی از دیوان در خصوص اعلامیه استقلال کوزوو مفتوح است و دولتهای بسیاری در مرحله اول، اقدام به تقدیم لوایح کتبی خود کرده اند (از جمله ایران) و در مرحله دوم نیز برخی دولتها نسبت به لوایح کشورهای دیگر، نظرات و تفاسیر خود را به دیوان ارائه داده اند. دیوان در حال بررسی است و دسامبر را برای برگزاری جلسات استماع در نظر گرفته است. اینکه آیا کشورمان در این جلسات استماع حضور خواهد یافت و نمایندگان کشورمان به تبیین نقظه نظرات ایران در این خصوص خواهند پرداخت یا خیر هنوز معلوم نیست. شخصا و به عنوان یکی از «شیفتگان حقوق بین الملل» (به تعبیر دکتر ممتاز) امیدوارم این اتفاق رخ دهد! اما به هرحال همه چیز بستگی به سیاستگزاران دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 11:43  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

به بهانه پایان دوره های تابستانی آکادمی حقوق بین الملل لاهه در تابستان 2009

برای کسی که در حوزه حقوق بین الملل فعالیت می کند، چه در کسوت استادی یا در قالب دانشجو، وکیل، دیپلمات، محقق و غیره، نفس حضور در لاهه و دیدار از پایتخت حقوق بین الملل جهان ارزشمند است. چه رسد به اینکه فرصتی پیدا شود تا فرد بتواند در میان جمعی از شیفتگان حقوق بین الملل از اقصی نقاط جهان، مدتی حدودا سه هفته پای صحبت برجسته ترین استادان حقوق بین الملل بنشیند. آن هم کجا؟ در سالن زیبا و بیضی شکل آکادمی حقوق بین الملل لاهه، که دیواره شیشه ای بسیار بزرگ آن، منظره باشکوه و خیال انگیز کاخ صلح (مقر دیوان بین المللی دادگستری) را در برابر چشمان انسان قرار می دهد. منظره ای که خصوصا در ترکیب با باران های صبحگاهی شهر ساحلی لاهه، احساسی دلنشین را موجب می شود.

از این گفتارهای شاعرانه که بگذریم، حضور در دوره های تابستانی آکادمی حقوق بین الملل لاهه بخصوص برای دانشجویان، استادان و حقوقدانان ایرانی را باید فرصتی مغتنم دانست. دسترسی به منابع بی نظیر مکتوب یا آنلاین کتابخانه کاخ صلح که بزرگترین کتابخانه تخصصی حقوقی در جهان به شمار می رود هم از مواهبی است که باید قدرش را دانست. که خوشبختانه پیداست که دوستان ایرانی قدر این نعمت را می دانند. این را از چندین «فلش مموری» که هریک از دوستان معمولا خالی به لاهه آورده و پر از حقوق بین الملل به تهران بر می گردانند می توان دید و فهمید! 

آشنا شدن با سایر حقوقیون و حقوقیات از دیگر کشورهای جهان و رد و بدل کردن ایمیل و آغاز دوستی هایی که بعضا به طول می انجامد و بعضا در همان روز اختتامیه دوره، پایان می یابد نیز از حواشی این دوره ها است.

اینها همه را گفتم که فقط «عیب می» را نگفته و «هنرش نیز» برشمرده باشم.

اما از روی تجربه شخصی و برای آنکه دوستانی که قصد دارند در آینده در این دوره ها شرکت کنند، با یک دید جامع تصمیم گیری کرده و پس از حضور در لاهه از صرف پول و هزینه و وقت خود پشیمان نشوند، نکاتی را باید اضافه کنم:

دیدگاه آکادمی حقوق بین الملل  در خصوص این دوره ها، آن است که تا حد ممکن گروه های مختلف را در هم بیامیزد. به بیان دیگر، در میان بیش از سیصد نفر که برای این دوره پذیرش می شوند، از استاد دانشگاه یافت می شود تا دانشجویان سال اول دوره کارشناسی حقوق. البته این درهم آمیختن سطوح مختلف محاسنی هم دارد اما بزرگترین عیب آن این است که استادان دوره مجبور هستند سطح ارائه مطالب را همواره در یک درجه متوسط حفظ کنند تا سطوح پایین تر بتوانند از مباحث استفاده کنند. نتیجه اینکه افرادی که با سطوح بالاتری در دوره شرکت کرده اند، با مباحثی تکراری مواجه می شوند که پیشتر در دوره لیسانس یا فوق لیسانس و در دروس مقدماتی، انها را مطالعه کرده اند! 

به یاد دارم سال گذشته که خود در این دوره شرکت کرده بودم، مباحث ارائه شده در اکثر قریب به اتفاق جلسات واقعا تکراری و فاقد هرگونه جذابیت خاص بود. این نظر را تقریبا تمام دوستانی که از ایران شرکت کرده بودند هم داشتند. 

قصدم این نیست که بگویم در این دوره ها شرکت نکنید. برعکس، توصیه من آن است که اگر توان مالی و فرصت آنرا دارید حتما این تجربه را امتحان کنید. فقط بایستی سطح انتظارات خود از دوره را از قبل تنظیم کنید تا در زمان حضور در لاهه دچار سرخوردگی نشوید. 

اما آکادمی برای کسانی که واقعا به فکر مباحث تخصصی بوده و امادگی دارند با چالش مواجه شوند هم فکری کرده است: برای دیپلم آکادمی ثبت نام کنید. کسانی که عزم خود را برای گرفتن دیپلم آکادمی جزم می کنند، علاوه بر دوره های عمومی اکادمی، در کلاسهای اضافه ای هم شرکت کرده و در پایان بایستی امتحان بدهند. امتحانی که آنقدر سخت است که در برخی سالها اصولا کسی از عهده آن بر نیامده و در آن سال هیچکس موفق به دریافت دیپلم آکادمی نشده است. به یاد ندارم تا کنون از میان خیل ایرانیانی که در دوره های آکادمی شرکت کرده اند، کسی موفق به دریافت دیپلم شده باشد. چرا خودم این کار را نکردم؟ بهترین بهانه: من مجبور بودم وقتم را میان حضور در آکادمی و کار تقسیم کنم و لذا موفق به حضور در کلاسهای خاص دیپلم و مطالعه برای امتحان آن نشدم! 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 10:30  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

البته قرار هم از اول این نبود که این وبلاگ بر اساس یک روند منظم و روتین بروز شود. بود؟ 

اما بالاخره فکر می کنم همین که تعداد قابل توجهی از حقوقیون و حقوقیات این وبلاگ را درخور بازدید روزانه خویش دانسته اند، خود ایجاد رویه و نوعی حق مکتسب می کند بر عهده نگارنده که همین حق، نگارنده را ملزم می کند بابت تاخیر طولانی مدت در بروزسازی وبلاگ، از همه کسانی که با بزرگواری و لطف خود، گهگاه بدان سر می زنند عذرخواهی کند. 

این تاخیر دلیلی نداشت جز سفری طولانی مدت به وطن و دوری از لاهه که به پایان رسیده است و به یاری خدا از این پس به روال سابق مطالبی را قلمی خواهم کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 17:44  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

گاهی حواشی برخی جلسات و رخدادها به همان اندازه ای جلب توجه می کند که اصل موضوع.

در میان هیات های دیپلماتیک حاضر در لاهه، رییس بخش حقوقی سفارت بریتانیا یک فرد افغانی الاصل است که ظاهری کاملا سیه چرده و تیره دارد. وی حقوقدانی چیره دست و سخنوری توانا است که طی چند سال حضور در لاهه جایگاه قابل توجهی در میان جامعه حقوقی و دیپلماتیک لاهه به دست آورده است. 

از سوی دیگر، سفیر دولت افریقایی اوگاندا نزد سازمانها و دیوانهای بین المللی مستقر در لاهه از جمله دیوان کیفری بین المللی، خانمی است هلندی الاصل که ماجرای اخذ تابعیت اوگاندایی و ورودش به وزارت خارجه اوگاندا خود داستانی شنیدنی و مفصل است. وی که همانند بسیاری از هلندی ها، دارای پوست بسیار روشن و موهای طلایی رنگ است (و البته سن بالایی دارد!) با بهره گیری از قابلیتهای خود نظیر تسلط بر چند زبان (انگلیسی، فرانسه، آلمانی و غیره) و مهارتهای دیپلماتیک خود، موقعیت بسیار مطلوبی برای کشور فقیر و عقب افتاده اوگاندا ایجاد کرده تا جاییکه با تلاشهای وی، دولتهای عضو این دیوان تصویب کردند که اوگاندا مکان برگزاری نخستین اجلاس بازنگری اساسنامه رم (اساسنامه دیوان کیفری بین المللی)  در سال 2010 باشد.

طرفه آنکه در مجمع عمومی دولتهای عضو دیوان کیفری بین المللی، به دلیل انکه نام رسمی هر دو کشور اوگاندا و انگلستان با حرف لاتین یو U آغاز می شود، نمایندگان این دو کشور در کنار یکدیگر قرار گرفته بودند. (uganda و united kingdom). نتیجه آنکه هرکس با نماینده بریتانیا کاری داشت، به سراغ خانم سفیدپوست و موبور میرفت و پاسخ میشنید که من نماینده اوگاندا هستم، نماینده بریتانیا آن دیگری است! و هرکس با نماینده اوگاندا کاری داشت به سراغ فرد تیره پوست میرفت و پاسخ میشنید که من نماینده انگلستانم! نماینده اوگاندا ان خانم موبور و سفید است!

دنیای عجیبی شده است.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 18:2  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

قبلا نوشته بودم که آلمان علیه ایتالیا به دلیل نادیده گرفتن مصونیت دولت آلمان در محاکم داخلی خویش و پذیرش دعاوی اتباع ایتالیایی علیه دولت آلمان به سبب جنایات رخ داده توسط رژیم رایش سوم (هیتلر) در زمان جنگ جهانی دوم به دیوان بین المللی دادگستری شکایت برده است. به نظر می رسد دو کشور علیرغم روابط بسیار نزدیکی که با یکدیگر دارند، از حل و فصل این مشکل از طریق گفت و گو و بحثهای حقوقی عاجز مانده و چاره را در آن دیده اند که با کشاندن موضوع به دیوان بین المللی دادگستری، راهکاری برای عبور از آن پیدا کنند. ناگفته پیداست که در جهان کنونی و با حرکت شتابانی که به سوی کم رنگ انگاشتن مصونیت سران دولتها در جریان است، هر رایی غیر از تاکید اکید بر غیرقابل خدشه بودن مصونیت یک دولت در محاکم داخلی دولت دیگر می تواند به منزله درغلتیدن به مرحله ای باشد که در نتیجه آن، صدها و هزاران پرونده ریز و درشت علیه دولتهای مختلف سر باز خواهند کرد. نتیجه این پرونده بین آلمان و ایتالیا برای دولتین ایران و آمریکا هم که سالیانی است در محاکم داخلی خود به محاکمه و صدور حکم علیه یکدیگر مشغول هستند اهمیت فراوان دارد.

فرانچسکو مونتا از کارشناسان حقوقی شاغل در دیوان رسیدگی به جنایات جنگی در یوگسلاوی سابق که دکترای خود در حقوق بین الملل را از دانشگاه فلورانس اخذ کرده است، مطلب کوتاهی در همین مورد نگاشته است که ذیلا آورده ام. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 14:35  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  | 

همانطور که در پست قبلی نوشتم، مدتی بود که به دلایلی نامعلوم دسترسی خوبی به بلاگفا نداشتم تا بتوانم مطلبی را آپلود کنم. البته، بعید هم می دانم در این مدت که مقارن با انتخابات ریاست جمهوری در ایران بود، کسی مشتاق اطلاع از تحولات حقوقی بین المللی در لاهه بوده باشد! در هر حال، ایرانیان از هر طیف و گروه و با هر سلیقه و منش فکری و سیاسی، در این مدت دلمشغولیهای بسیار بزرگتری داشته اند که گمان می کنم هنوز هم ادامه دارد. خصوصا مخاطبان این وبلاگ که عمدتا طیف دانشگاهی و محققین هستند و این نوع افراد طبعا در این اوضاع و احوال، فکری درگیر و ضمیری ناآرام داشته و دارند.

از خداوند بزرگ می خواهم با لطف و کرم خویش، جامعه ایران را از هرآنچه شر و بدی است حفظ کند و مردم ایران را در مسیر پیشرفت و تعالی به آنچه واقعا سزاوارش هستند برساند. آمین


+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 10:37  توسط بهزاد صابری Behzad Saberi  |