دیروز در کاخ صلح جای سوزن انداختن نبود. تقریبا هیچوقت کاخ صلح را اینقدر شلوغ ندیده بودم. سالن اصلی را اختصاص داده بودند به نمایندگان دولتها. مطبوعات هم از نیم طبقه فوقانی به گزارش مشغول بودند. غوغایی بود. رای توسط قاضی اوادا رییس ژاپنی دیوان قرائت شد. در مدتی که از ریاست وی می گذرد، بیشتر اوقات بیمار و بستری بود و اداره جلسات توسط قاضی تومکا اهل اسلواکی (نایب رییس) صورت می گرفت. ولی گویا رای این پرونده را اوادا مایل بود خود قرائت کند.حتما رای را و یا حداقل خلاصه آن را خوانده اید.تقریبا از همان دقایق اول قرائت رای، مشخص شد که قضات چه خط سیری را در پیش گرفته اند. قابل پیش بینی هم بود. در واقع، با آن حجم استدلال های موافق و مخالف که همه هم در بهترین سطوح و توسط برترین حقوقدانان جهان به محضر دیوان عرضه شده بود، می شد حدس زد که دیوان ناچار از پذیرش این استدلال باشد.
استدلالی که از سوی بسیاری از هیاتهای غربی می شد همین بود که سوال مجمع عمومی از دیوان در نهایت دقت و بسیار مضیق طرح شده و دیوان جایی که سوال هیچ ابهامی ندارد و کاملا دقیق طراحی شده، نباید به گسترش و بسط آن بپردازد. از دیوان پرسیده شده که آیا «اعلامیه یکجانبه استقلال کوزوو» با حقوق بین الملل منطبق هست یا خیر. دیوان قرار نیست بررسی کند که آیا کوزوو و مردم آن از شرایط لازم برای استقلال برخوردار بوده اند یا نه. همینطور دیوان لازم نیست به نتایج این اعلام استقلال و اینکه آیا این اعلام استقلال، واقعا منجر به تشکیل یک دولت شده است یا نه بپردازد. دیوان قرار نیست در مورد مشروعیت یا عدم مشروعیت شناسایی کوزوو از سوی دیگر دولتها نظر بدهد. دیوان باید فقط و فقط بگوید که آیا این اعلام استقلال، قاعده ای از حقوق بین الملل را نقض کرده است یا خیر. در این مورد هم وکلای زبردست استدلال می نمودند که در حقوق بین الملل، اگرچه قواعدی در مورد «شرایط لازم برای دولت بودن»، «شناسایی» و امثال آن وجود دارد اما هیچ قاعده ای در خصوص نفس اعلام استقلال وجود ندارد. به یاد دارم جیمز کرافورد به نمایندگی از انگلیس در آخرین جلسه استماع پرونده در حین ارائه سخنرانی خود در برابر قضات، به ناگاه سکوتی کرد. آنگاه با لحنی خاص گفت: «من جیمز کرافورد از اهالی استرالیای جنوبی، هم اینک رسما در پیشگاه این دادگاه، استرالیای جنوبی را مستقل اعلام می کنم». آنگاه سکوت دیگری کرد و بعد ادامه داد: از قضات می پرسم، با این اعلام استقلال، کدام قاعده حقوق بین الملل نقض شد؟ مگر در حقوق بین الملل قاعده ای مبنی بر ممنوعیت صدور اعلامیه های استقلال توسط افرادی که خود را نماینده مردمی می دانند وجود دارد؟ همین امر در مورد اعلامیه استقلال کوزوو نیز صادق است.
دیوان همین استدلال را دستمایه اصلی رای خود قرار داد. از ورود به مباحث محتوایی و پردامنه پرهیز کرد. خود را محدود به مضیق ترین تفسیر از سوال مجمع عمومی نمود و بعد اعلام کرد که در حقوق بین الملل به طور اعم و در قطعنامه 1244 شورای امنیت به عنوان قاعده خاص (lex speciale) هیچ چیزی صدور اعلامیه استقلال از سوی کسانی که خود را نمایندگان مردم کوزوو خوانده اند را ممنوع نساخته است.
اگرچه رسانه های غربی مانند بی بی سی و حتی سرویس خبری یاهو بلافاصله خبر دادند که دیوان بر مشروعیت استقلال کوزوو صحه گذارد، اما در واقع دیوان فقط این موضوع را از سر خود باز کرد. هنوز فرصت نکرده ام آراء مستقل و مخالف قضاتی مانند کروما، تومکا و بقیه را بخوانم. بشدت مشتاق هستم نظرات آنان را بدانم. شما هم اگر نظر خاصی در مورد این رای دارید، خوشحال میشوم آنرا با من و دیگر خوانندگان وبلاگ در میان بگذارید. در هرحال، جلسات استماع این پرونده، عرصه زورآزمایی حقوقدانان بزرگ از تمامی نظامهای حقوقی جهان بود که هریک هر آنچه در چنته داشتند برای اقناع قضات دیوان عرضه کردند. حتی چینی ها هم در این پرونده به میدان آمدند و برای نخستین بار در پیشگاه دیوان حاضر شدند. ضمن حق شناسی نسبت به تمام استادان عزیز و فاضلی که از محضرشان استفاده ها برده ام، واقعا اگر بگویم در طی مدت برگزاری جلسات استماع همین یک پرونده، بیش از کل دوره دکتری خود مطلب آموختم، گزافه نیست. حضور در جلسات استماع این پرونده به واقع مانند حضور در جلسات درسی تئوریک/عملی برجسته ترین استادان حقوق بین الملل بود و خدا را از بابت این نعمت بزرگ شاکرم.
